آمریکا، شکست استراتژی و استراتژی شکست
از مدت ها قبل، مسجل شده بود که امپریالیسم جنگ طلب آمریکا به رغم اشغال عراق وتوسل به خشن ترین و بی رحمانه ترین شیوه ها در سرکوب و کشتار مردم بی دفاع این کشور وبه رغم سرهم بندی کردن یک پارلمان و روی کار آوردن یک دولت دست نشانده و عروسکی آنهم به زور سر نیزه، از پیشبرد سیاست ها وتحقق اهداف استراتژیکی خود در عراق و درمنطقه خاور میانه باز مانده است. قرار بود امپریالیسم آمریکا پس از تحمیل یک جنگ تجاوزکارانه بر مردم عراق واشغال این کشور، موقعیت نظامی و سیاسی خود راتحکیم کند ، اوضاع عراق را تحت کنترل خویش در آورد، تا ضمن تسلط بی چون وچرا بر منابع نفت وانرژی و غارت بی دغدغه ی آن، عراق را به یک سکو و پایگاه مستحکمی برای گسترش اقدامات جنگ طلبانه و توسعه طلبانه خودمبدل سازد. عراق، باید دروازه را به روی ”خاور میانه بزرگ“ که امپریالیسم امریکا نقشه ی ”ایجاد“ آن را در سر داشت، می گشود! اما سیر رویدادها در عراق، به روشنی نشان میدهد که امپریالیسم آمریکادرپیشبرداین سیاست باشکست وناکامی روبروشده است.
پس از نزدیک به چهار سال از اشغال عراق واعزام زبده ترین نیروهای ارتش آمریکا و انگلیس به این کشور و کار بست پیشرفته ترین تجهیزات جنگی و نظامی علیه مردم عراق، نه تنها عراق، از چنین جایگاهی برخوردار نشده است و ثبات وآرامش وامنیتی در آن دیده نمی شود، بلکه کل منطقه خاور میانه نیز به ورطه ی جنگ و کشتار، و ناامنی بیشتر سوق داده شده است. جورج بوش نماینده هارترین جناح امپریالیسم آمریکا که مدت های مدید، از پذیرش بن بست و شکست سیاست های آمریکا در عراق طفره می رفت، اکنون زیر فشار واقعیت های موجود، مجبور است این شکست را بپذیرد.
افزایش حجم گسترده ی کشتار و درگیری های خونین در عراق، بویژه درچندماه اخیربسیار دهشتناک ودرتاریخ این منطقه کم سابقه است وحتا بامیزان کشتاروخون ریزی دراوج جنگ های داخلی چند سال پیش در لبنان هم قابل قیاس نمی باشد. افزایش نا امنی و هرج ومرج در عراق، درعین حال باافزایش تلفات سربازان آمریکائی نیز همراه بوده است.افزون بر آن که صدها هزار تن از مردم بی دفاع عراق در این جنگ کشته و زخمی و معلول شده اند، شمار تلفات نیروهای اشغال گر نیز افزایش یافته است ونزدیک به ۳۰۰۰ آمریکائی در این جنگ قربانی مطامع امپریالیسم آمریکا شده اند. این رویدادها نیز به نوبه ی خود، بردامنه اعتراض و نارضایتی توده های مردم عراق وآمریکا نسبت به سیاست دولت آمریکا و ادامه اشغال وجنگ افروزی افزوده است. تمامی ترفندهای امپریالیسم آمریکا برای شکستن بن بست عراق وپنهان ساختن شکست سیاست های دولت بوش ، بی ثمر بوده است. شکست حزب جمهوری خواه در انتخابات سنا ومجلس نمایندگان آمریکا ، استعفای دونالد رامسفلد وزیر دفاع آمریکا وکناره گیری جان بولتون نماینده آمریکا در سازمان ملل که به عنوان یک فرد شدیدا جنگ طلب و اولترا راست شناخته می شد وتوسط شخص جورج بوش به این مقام منصوب شده بود، تماما بازتاب همین واقعیت یعنی شکست استراتژی آمریکا در عراق است. حتا رامسفلد به عنوان یکی از سرسخت ترین مدافعان سیاست های نظامی آمریکا و به عنوان یکی از پلید ترین عناصر و مجریان کشتار مردم عراق وآفریننده ”ابوغریب“ ها نیز از شکست آمریکا، از ضرورت تغییر استراتژی آمریکا، ازضرورت عقب نشینی و ”خروج آبرومندانه“ آمریکا از عراق سخن گفته است." استفن هادلی " مشاور امنیت ملی کاخ سفید نیز این گفتار را مفید وسازنده خوانده است! کار به جائی رسیده است که دیگرحتا کوفی عنان ، این تماشاچی حرفه ای وبی تفاوت نمای همیشه گوش به فرمان آمریکاهم صدایش درآمده است و، وضعیت عراق را ” بدتر ازجنگ داخلی“ و ” بیش از حد خطرناک“ توصیف می کند و برای رسیدگی به اوضاع عراق و پیدا کردن یک راه حل عاجل ، ” تشکیل یک کنفرانس بین المللی“ را پیشنهاد می کند!
" خلیل زاد" ، سفیر آمریکا در عراق، عقب نشینی نیروهای آمریکائی از عراق را ضروری وآن را بهترین گزینه ی آمریکا می داند." دیوید ساتر فیلد" ، مشاور وزیر خارجه آمریکا می گوید آمریکا در صدد آن است که ”راه برد“ خود را درعراق تغییر دهد. و بالاخره انتشار گزارش کمیته "بیکر- همیلتون" ، با صراحت بیشتری برشکست استراتژی آمریکا در عراق و درمنطقه ی خاورمیانه ، مهر تائید می زند. کمیته ی ”بیکر- همیلتون“ یا ”گروه مطالعه عراق“ مرکب از ده سیاستمدار پرسابقه، از دوحزب دمکرات وجمهوری خواه است، که کنگره آمریکا حدود ۹ ماه پیش به آن ماموریت داده بود تا به تحقیق و بررسی اوضاع عراق بپردازد و راه های عملی و مشخصی برای غلبه برمعضلات عراق پیدا کند.
اما در گزارشی که توسط این کمیته و تحت عنوان"راه پیشبرد" تهیه وتنظیم شده است، درعین آنکه به وخیم تر شدن اوضاع عراق اشاره می شود ، ولی درواقع هیچ راه حلی برای برطرف ساختن و حل مشکلات عراق ومردم آن ارائه نشده است. معهذاتاآنجاکه به تغییراستراتژی آمریکابرمی گردد، پیشنهادات این کمیته که از آن ها به عنوان بهترین استراتژی آمریکا در عراق و کل منطقه یاد شده است، در برگیرنده چند ین مورد است و قبل از همه برخروج گردان های جنگی آمریکا از عراق انگشت گذاشته شده است . ایجاد فوری یک اجماع بین المللی درخصوص برقراری ثبات وامنیت در عراق و تشکیل یک گروه حمایتی برای آشتی ملی در عراق بااستفاده از نفوذ جمهوری اسلامی وسوریه در عراق و لبنان و در کل منطقه خاور میانه از جمله پیشنهادهای دیگر این" گروه مطالعه" است. در گزارش این گروه، درعین حال به این مسئله نیز اشاره شده است که آمریکا نمی تواند به اهداف خود در خاور میانه دست پیدا کند مگر آن که مستقیما به مناقشات اعراب و اسرائیل هم بپردازد و در خصوص دوکشور مستقل فلسطین واسرائیل راه حل خودرا ارائه کند وبه آن متعهد شود.
جورج بوش این گزارش را "جالب" خواند واضافه کرد که نتایج آن را "جدی" خواهد گرفت و در زمان مناسب آن را به اجرا خواهد گذاشت. جورج بوش بلافاصله از نمایندگان کنگره آمریکا خواست با توجه به این گزارش، با دولت همکاری کنند تا راه حلی برای معضل عراق پیدا کند. پس از انتشار این گزارش بود که جورج بوش ناگهان به یاد مردم آمریکا افتاد و گفت "مردم آمریکا ازما انتظار دارند که در راستای دست یابی به اهدافمان استراتژی جدیدی را اتخاذ کنیم"!
بدین ترتیب بوش رئیس جمهور آمریکا هم اعتراف می کند که استراتژی آمریکا در عراق و خاور میانه باشکست روبرو شده است وآمریکا بایداستراتژی جدیدی اتخاذ کند. بدین منظور، اوهم اکنون سرگرم مشورت با دیگر کارگزاران امپریالیسم آمریکا، منجمله کارشناسان ارشد وزارت خارجه، وزارت دفاع وفرماندهان ارشد نظامی آمریکا در عراق می باشد. " تونی اسنو" سخنگوی کاخ سفید، در گفتگو با سی. ان. ان گفت که جورج بوش پس از گفتگو با رؤسای ستاد مشترک و دبیر شورای امنیت ملی در خصوص این گزارش، تغییر در عرصه سیاست ها واستراتژی جدیدش را تا پایان سال جاری اعلام خواهد کرد!
و اما مستقل از این که پیشنهادات گروه تحقیقی " بیکر- همیلتون" تا چه حد درعمل بتواند به اجرا در بیاید ومستقل از این که جمهوری اسلامی، سوریه، دولت کنونی عراق، اسرائیل، لبنان، دولت خودگردان فلسطین، عربستان و سایر دولت های دخیل در مسائل خاور میانه، تا چه اندازه برای عملی شدن این پیشنهادات آمادگی داشته باشند ویا در آن مشارکت جویند، این نکته از هم اکنون روشن است که دولت آمریکا از تلاش برای دست یابی به اهداف امپریالیستی خود باز نخواهد ایستاد. استراتژی دولت آمریکا را منافع انحصارات امپریالیستی رقم می زند. امپریالیسم آمریکا بنا به خوی و خصلت خود، دست از جنگ افروزی وتوسعه طلبی برنخواهد داشت. استراتژی دولت آمریکا برای کسب بازارهای جدید وغارت منابع انرژی به ویژه در منطقه خاور میانه ، بر جنگ وکشتار وتجاوز استوار است. حضور امپریالیسم آمریکا در منطقه، با تقویت و بسط ارتجاع سیاسی در منطقه وانقیاد بیشتر توده های مردم همراه است. در استراتژی آمریکا نه تنها منفعت کارگران و زحمتکشان عراق ومنطقه وحل و فصل معضلات اساسی آنها جائی ندارد، بلکه این استراتژی ، لزومابر خلاف آن هم هست.
روشن است که هر استراتژی و هر سیاستی که در تقابل با منافع مردم زحمتکش عراق ومنطقه خاور میانه باشد، لزوما ونهایتا محکوم به شکست است. چنین است که سیاست اشغال واستراتژی دولت آمریکا در عراق با شکست روبرومی شود. استراتژی جدید آمریکا هم چیزی جدا از استراتژی گذشته آن نیست. عاقبت شکست استراتژی آمریکا درعراق، چیز دیگری جز رویکرد آمریکا به استراتژی شکست نخواهد بود!
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen